محمد جعفر بن محمد صادق اللاهيجي ( الملّا محمد جعفر اللاهيجي )

34

شرح رسالة المشاعر ملا صدرا ( فارسى )

دارد و تحقيق اين قول از مختصات ملا صدرا نيست . نگارنده ، در كتاب مستقلى آراى خاصهء ملا صدرا را جمع‌آورى كرده و كلمات حكماى اسلامى قبل از ملا صدرا را نيز جهت مقايسه و مقابله ذكر كرده است . عده‌اى از اشخاص كه از دور و كنار به مسائل علمى و فلسفى مىنگرند و در فن فلسفه متضلع نيستند و رجوع به نسخه‌هاى كهنه و متعدد را كليد فهم مسائل فلسفى مىدانند ، مبانى را كه صدر المتألهين در كتب خود بيان كرده و از مختصات خود دانسته است ، به اين معنى كه خود را در تحقيق مسأله‌اى مؤسس و يا در بيان و تقرير و اثبات آن متفرد دانسته و يا آن كه گفته است : در دورهء اسلامى كسى به كنه اين مسأله پى نبرده است ، به مناسبت آن كه مطالب ملا صدرا در كتب ديگران هم مطرح شده است و يا قائل داشته است ، در صدد انتقاد برآمده‌اند و چون ملا صدرا گاهى مطالب زيادى را از ديگران بدون ذكر مأخذ در كتب خود ذكر كرده است ، بعضى از متنطّعين گفته‌اند كه همهء مسائل اختصاصى ملا صدرا مأخوذ از ديگران است و از خود تحقيقى نكرده است . عدهء زيادى از علماى غرب در مقام تجزيه و تحليل عرفان نظرى دچار اين قبيل از اشتباهات شده‌اند و مطالب عرفانى و ذوقى را كه دانشمندان اسلامى قرون متمادى روى آن كار كرده‌اند و زحمات زيادى را در ترتيب و تنظيم و تحقيق در مسائل آن متحمل شده‌اند منتزع از اثولوجيا و برخى از كتب فلسفى قبل از اسلام و پاره‌اى از اديان دانسته‌اند . وجود اصطلاح و يا لفظ مشابه الفاظ و اصطلاحات عرفانى اسلامى منشأ اين اشتباه شده است . از ترجمه‌هائى كه از برخى از مستشرقين « در تصوف اسلامى » مثل نيكلسون به وسيلهء بعضى از دانشمندان مصرى منتشر شده است ، به خوبى واضح است كه به عمق مطالب عرفا نرسيده‌اند و با الفاظ بازى مىكنند و در بيان و توضيح مطالب دقيق عرفا چه بسا به ياوه‌سرايى پرداخته و حرفهاى مضحك زده‌اند ، بعضى از غربيها هم از روى تعصب و كوردلى نخواسته‌اند قبول كنند كه منبع عرفان عملى و علمى ، قرآن كريم و كلمات پيغمبر و اولاد او عليهم السّلام است . پايه و بنيان عرفان روى وحدت اطلاقى حق و توحيد خاصى و يكتاپرستى به معنى